چیزی ک تقریبا هر شب ازارم میده این ک محبورم ی مقداری از زندگیمو بخابم /: ینی هیچ استفاده ای ازش نکنمب نظرم ب خاطر این ک موقع خواب از زندگیمون هیچ استفاده ای نمی کنیم میگن خواب برادر مرگه (چون بعد از مرگ هم استفاده ای از زندگی نداریم) بیخود نیست ی سری فلاسفه میان ا زمان زیسته شده (زمانی ک واقعا زندکی ب ماهو زندگی همراه با لذت واقعی رو در برمیگیره) رو ب مثابه زندگی در نظر میگیرنمن میتونم نخوابم کتاب بخونم اهنگ گوش بدم فیلم ببینم تار بزنم گپ بزنم میوه بخورم ب طبیعت فک کنم حیرت کنم از همه چیز دنیا مرور خاطره کنم و ... ولی جاش باید بخابمی مدت تمرین کردم تا توی خواب خودآگاهیم رو ب دست بیارم و خوا ترشحات ذهنی یک بیمار بی خواب...
ما را در سایت ترشحات ذهنی یک بیمار بی خواب دنبال میکنید
برچسب: خواب, نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:15